المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
729
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
شريفه فصال را مقيّد به تراضى و مشورت نمود تا اين كه مصلحت طفل رعايت گردد ، چون اگر به رأى يكى از آن دو بسنده شود ، ممكن است به خاطر غرضى ، اقدام به كارى كند كه به ضرر طفل تمام شود . امّا در صورتى كه نظر هر دو معتبر باشد ، در چنين مواردى ، ديگرى مانع خواهد شد . « التشّاور » به معناى مشاورت ، مشورت و شورى است كه مراد « استخراج رأى » مىباشد . اصل آن نيز از « شرت العسل » است كه معنى آن چنين است : « عسل را خارج كردم » . 7 - وقتى فرمود : « الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ » توهّم حاصل شد كه : فقط مادر مىتواند فرزندش را شير دهد و مطلقا بر كس ديگرى شير دادن طفل جايز نيست . اين توهّم را با اين فراز « ان أردتم أن تسترضعوا المراضع أولادكم » دفع فرمود : گفته مىشود : « أرضعت المرأة الطفل » ( كه يك مفعول دارد ) و « استرضعتها أيّاه » كه متعدّى به دو مفعول است و مفعول اوّل به خاطر استغناى از آن حذف مىشود . اطلاق عبارت « و ان أردتم أن . . . . » دلالت دارد بر اين كه زوج مىتواند شخص ديگرى را براى شيردادن به طفل انتخاب كند و زوجه را از آن منع نمايد ، لكن اين اطلاق با « لا تضّار والدة بولدها » منافات دارد ، بنابراين اين اطلاق بايد مقيّد به صورتى باشد كه استرضاع مادر خود طفل ، ممكن نباشد ، مثل اينكه مادر ، شير نداشته باشد يا موانعى مثل آن ، انجام شود . « إِذا سَلَّمْتُمْ » ؛ يعنى : « به زن شيرده نيز ، همان اندازه كه به مادر طفل مىخواستيد بپردازيد ، اجرت بپردازيد » . « پرداخت اجرت » نيز شرط در جواز استرضاع نيست ، بلكه غرض اين است كه شير دهنده ، رضايت كامل بر شير دادن پيدا كند و كودك را با جان و دل ، قبول كند و بهطور كامل مراعات مصلحت او را بكند . « اتقو اللّه » تأكيد و مبالغه در رعايت احكامى است كه در مورد طفل و زن شيرده . تشريع شده است . و « وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ » نيز هم تشويق و هم تهديد مىباشد .